الشيخ علي الكوراني العاملي (مترجم: مسلم خاطرى)

78

شرح زيارت آل ياسين (فارسى)

از اين روي ، مأمون عباسى در مناظره اش با فقهاى سنى گفت : مرا آگاه كنيد درباره مردى كه مردم او را به عنوان خليفه انتخاب كرده اند ، آيا جايز است كه به او خليفه پيامبر و خليفه از جانب خدا گفته شود و حال آنكه پيامبر او را جانشين خود نكرده است ؟ اگر بگوييد : بله ، در اين صورت حرفتان نادرست است ، و اگر بگوييد : نه ، پس در نتيجه ابوبكر نمى تواند خليفه پيامبر و از جانب خداوند باشد و شما [ با گفتن كلمه خليفه الرسول ] به پيامبر دروغ بسته و در شمار كسانى هستيد كه پيامبر آنان را وعده جهنم داده است ! و نيز خبر دهيد مرا كه كدام حرفتان صحيح است ؟ ! اينكه مى گوييد پيامبر از دنيا رفت و كسى را خليفه نكرد ، صحيح است يا اين سخنتان كه به ابوبكر مى گوييد : اى خليفه رسول خدا ؟ ! اگر قرار باشد هر دو حرف صحيح باشد ، امرى غير ممكن است ، چون اين دو سخن با هم متناقضند ؛ و اگر يكى درست باشد پس به طور قطع ، ديگرى باطل است . پس تقوا داشته باشيد و به خود بنگريد و تقليد را كنار بگذاريد و از شبهات دورى كنيد ! به خدا قسم خداوند عمل افراد را قبول نمى كند مگر از كسى كه اهل تعقل باشد و وارد كارى نشود مگر اينكه يقين داشته باشد حق است . ترديد همان شك است و استمرارِ شك كفر به خداى متعال است و جايگاه كافر جهنم است . ( 1 ) نكته سوم : به واسطه روايات صحيح و متواترى كه از پيامبر اعظم ( صلى الله عليه وآله ) به ما رسيده ، بر همه ما ثابت است كه پيامبر گرامى تصريح كرده اند ائمه دوازده گانه از خاندان ايشان ، همان خلفاى الهى بر روى زمين هستند . پيامبر گرامى اسلام مى فرمايند : آنان جانشينان و اوصياء من بوده و پس از

--> ( 1 ) - عىون اخبار الرضا 7 ج 2 ص 199